جیب، زیبایی یا ابزار قدرت

جیب، زیبایی یا ابزار قدرت

شاید کمتر کسی تا بحال به ذهنش خطور کرده باشد که رابطه ی بین موفقیت را با تعداد جیب های یک شخص بسنجد. چندی پیش بدنبال گرفتن ایده برای طراحی مانتوی تازه ای برای خودم در اینترنت، متوجه شدم بیشتر مانتوهای زنانه ای که می بینم فاقد جیب هستند یا جیبها صرفا جنبه ی زینتی دارند یا از آن هم بدتر صرفا طرح جیب هستند و وقتی خوشحال از خرید لباس جیبدار دست داخلشان می کنی متوجه می شوی که این جیب خوش نما اصلا وجود خارجی ندارد.  ناخوداگاه به یاد متنی افتادم که سالها پیش برای انجام یک تحقیق در حوزه ترجمه به دست چند مترجم دادم. هدف و نتیجه تحقیق بماند اما محتوای جالبی داشت.

این متن آمیخته به رگه هایی از طنز اشاره می کرد که دلیل برتری مردان بر زنان در دنیا تعداد جیب های بیشتر آنهاست. برای مثال یک مرد در لباس رسمی حدود 9 جیب دارد. دو جیب پهلوی شلوار، دو در پشت، یک در پیراهن، دو جیب بیرونی کت، یک جیب بالای کت و دو جیب مخفی در آستر کت. درحالیکه یک خانم با لباس رسمی در بهترین حالت از دو جیب کارآمد برخوردار است که احتمالا چیزی داخلش پیدا نمی شود. حالا تصور کنید یک مرد با 9 جیب چه فضای سازمان یافته ای برای جا سازی هر آنچه برای موفقیت یک آدم لازم است برخوردار است، از گوشی همراه (حتی بزرگترین سایزش) گرفته تا سوییچ خودرو، خودکار، کاغذ، و پول و کارتهای اعتباری و در مقابل این چنین سیستم کارامدی خانم ها چه دارند؟ یک کیف دستی مزاحم که چه به دست بگیرند چه به شانه بیاندازند باز هم یک دستشان را بند می کند و حتی اگر ده جیب مجزا هم داخل آنها تعبیه شده باشد باز هم با انبوهی از وسایل تلنبار شده داخل کیفشان پیدا کردن هر چیزی مستلزم آن است که مدتی این آش شله قلم کار را با کلافه گی هم بزند تا آنچه می خواهد پیدا شود.

حال تصور کنید یک خانم خوش فکر و امروزی قرار کاری با یک آقای مدیر داشته باشد. درحالیکه نظریه پردازی های خانم در رابطه با شغل مورد نظر آقا را حسابی تحت تأثیر قرار داده، هنگامی که برای یادداشت کردن یک آدرس یا شماره بدنبال خودکار مجبور می شود مثل موش کور سرش را داخل کیفش فرو ببردو کندوکاو کند، مرد که خودکارش احتمالا در جیب پیراهن یا جیب داخلی کتش قرار دارد، در این فکر است که خودش طی این مدت می توانست یک دوجین آدرس روی دستمال کاغذی کنار دستش بنویسد و به این ترتیب احتمالا سواد و تشخص خانم پاک زیر سوال می رود.

اما این کمرنگ شدن نقش جیب در زندگی خانم ها از کجا پیدا شد؟

مدشناس باربارا برنمن در کتاب “تاریخچه جیبها: راز زندگی یک شی روزمره” می نویسد، تا قرن هجدهم جیبها برای زنها خیلی بیش از زینت لباس کارایی داشته اند. بیشتر زنان قرون 17 و 18 جیب های جداگانه ای را زیر لباسهایشان می بستند که می توانستند از طریق شکافی در دامنهایشان به آنها دسترسی داشته باشند. زنان آنها را به چشم یه تکه لباس مهم نگاه می کردند و اغلب سالها صرف گلدوزی و زینت دادن به آن می کردند  و برای بسیاری جیبها تنها مکان کاملا امن تلقی می شد که می توانستند دارایی هایشان را داخل آن بگذارند.

اما همچنان که قرن 18 ام جای خود را به قرن 19 می داد، جیبها ، خصوصا آنها که کاربری داشتند، کوچک و گاهی ناپدید شدند.

به گفته الیزابت مورانو مد شناس در مدرسه طراحی پارسونز، طرح های آن زمان برگرفته از الهه های یونانی بودند. “زنان متون باستانی را مطالعه کرده بودند و دریافته بودند که جیبی درکار نبوده. برخی از آن داستانها فقط داستان بودند ولی خطوط لباسها خیلی صافتر بودند. مثل طرح های نئوکلاسیک، صاف از بالا تا پایین. به این ترتیب خطوط لباس ها کاملا تغییر کردند.

برای مثال نگاه کنید به پرتره ی امپراتوریس ژوزفین لمیده در اطراف جنگلل 1805،

او و هیچ یک از زنان متمول آن دوره جیبی زیر دامن یا ردای خود ندارند. فضای ذخیره داخل لباسها جای خود را به یک بافته خارجی داد که مدل اولیه همین کیف های دستی زنانه امروزی به حساب می آید که روی بازو می انداختند یا به دست می گرفتند. این بافته ها آنقدر کوچک بودند که تقریبا هیچ چیز داخلشان جا نمی شد. یعنی حتی یک دستمال یا سکه هم در آنها جا نمی شد چه برسد به آینه و ساعت و کلید و برس و سایر چیزهایی که معمولا داخل یک جیب جا می گیرد.

شاید در قرن 21 زمان انقلاب جیبی خانمها  از راه رسیده باشد.

منبع:  marketplace.org

 

پاسخی بگذارید

بستن منو